درسته مطالب جدیدی که در این وبلاگ گذاشتم به اسم وبلاگم نمی خوره ولی میشه با کمی تامل در Fusion و معانی مختلفی که این واژه داره می شه ترجمه تلفیق رو انتخاب کرد.
در فروردین ۸۶ که این وبلاگ رو درست کردم عشق فیزیک هسته ای بودم حتی از کتابخوونه دانشگاه کتابای مبانی فیزیک کوانتوم و فیزیک هسته ای رو می گرفتم و با اینکه فهمش واسم سخت بوود با علاقه می خووندمش البته رشتمم سرامیک رابطه ی مستقیم با این موضوع داشت ...اما چندی بعد با بیوسرامیک ها توسط استادی در موقع کاراموزی سال ۸۸ اشنا شدم از اونجا بوود که علاقه ی استاد به کارش غلاقه ی من به بیومتریال شد ...الان دیگه دلم نمیاد اسم این وبلاگ و عوض کنم ....
شش ماهی هست که به بحث سیستم های رهایش کنترل دارو و صد البته سیسنم های سرامیکی رهایش دارو و حدود یک هفته بعد از تعریف های فراوان مهدی (دوستم)به هومیوپاتی و نظریه های دکتر مسعود ناصری علاقه مند شدم راستش این مهدی با چنان ولعی تعریف می کنه که ادم می خواد همون دقیقه با وجود اینکه امتحان داره بشینه و کتابای صفر و یک دکتر و بخوونه ...و بگه بیخیال امتحان...اما جرات نداری که بگی ....در نتیجه این علاقه مطالب مورد بحث وبلاگم به این دو موضوع محدود خواهد شد ...
علیرضا رضائی
دکتر "مسعود ناصری" محقق، نویسنده و دانشمند معاصر ایرانی، درسال 1336 درشهر نقده بدنیا آمد. برخی از مدارک کسب شده و تحقیقات ایشان برای اطلاع بیشتر به شرح زیر ارائه میگردد:لیسانس مهندسی مکانیک از دانشگاه شریف، فوق لیسانس علوم و مهندسی راکتورهای اتمی از دانشگاه لندن، فوق دکترای روشهای عددی در معادلات ترانسپورت از انگلستان، دیپلم پزشکی هومیوپاتی از انگلستان، سه سال تحقیق درآئرودینامیک درسازمان هوانوردی و فضانوردی آمریکا (ناسا) و غیره.
ایشان بنیان گذار " تئوری شعور" میباشند که برای اولین بار در سال 1375 در همایشی که در ارتباط با پزشکی هومیوپاتی در لندن برگزار شد ارائه شده است. این تئوری، بسیار جامع بوده و کاربردهای زیادی در فلسفه، جامعه شناسی، مدیریت، بهداشت و تغذیه، گیاه شناسی، پزشکی، دامپزشکی وکشاورزی دارد.
دکتر ناصری معتقد است که: شعور وجود داشته و وجود دارد! درست مثل نیروی جاذبه که قبل از نیوتن نیز موجود بوده است هر چند کسی نمیتوانست آن را توضیح دهد و یا توجیه نماید (آیا قبل از کشف نیوتن، سیبی از درخت نمیافتاد؟). حتی انسان هزار سال قبل، از وجود جاذبه آگاه بود و با استفاده از غلتاندن سنگ از یک بلندی و یا آسیاب آبی از آن استفاده میکرد.
تمام سلولهای یک انسان (به جز سلولهای خاکستری مغز) حداکثر در طول مدت هفتسال کاملاً از بین میروند و با سلولهای جدیدی جایگزین میشوند. یعنی اگر دوستمان را بعد از هفت سال ببینیم، حتی یک سلول این شخص همان نیست که ما آخرین بار دیده بودیم، ولی جالب است که شکل ظاهری وی صرف نظر از اثرات پیری، همان خواهدبود. لوزالمعدۀ انسان اکثر سلولهای خود را در شبانهروز یکبار تجدید میکند، پوشش داخلی معده نیز هر سه روز یکبار تجدید میشود، گلبولهای سفید، هر ده روز یکبار با گلبولهای جدید جایگزین میگردند، 98% پروتئین مغز در مدتی کمتر از یک ماه تعویض میشود و تمام این فرایندها به نحوی تنظیم میشوند که شکل کلی آن عضو باقی میماند. پس بافتها و سلولهای بدن ما به صورت یک "سیستم خودساز" دارای خصیصۀ "همانند سازی " است.
هر موجود زنده یک "سیستم زنده" است(رشد میکند) که از مجموعهای از سیستمهای زندۀ کوچکتر تشکیل میشود و خودش نیز به نوبۀ خود زیرمجموعهای از طبیعت است. یکسیستم زنده علاوه بر خصیصۀ همانندسازی، دارای توان "خودگردانی نسبی" نیز هست. بدین معنی که میتواند در پارهای موارد تحت تأثیر محرکی، از خود عکسالعمل نشانبدهد یا خودرا کنترل نماید و بدون عکسالعمل باقی بماند.
پس تمام کائنات و طبیعتی که در آن بسر میبریم، شبکهای بههمبافتهشده از سیستمهای زنده (گیاهان، حیوانات، انسان...) را تشکیل میدهد که هر جزء این شبکه خود یکسیستم خودساز است و از خصوصیات همانندسازی و خودگردانی نسبی برخوردار است. باید توجه داشت که سیستمهای زنده به نوعی با یکدیگر ارتباط دارند و تمام کائنات بهعنوان یکسیستم همپاس عظیم به حیات تکتک اجزاء آن بستگی دارد و اگر بپنداریم که حتی یک باکتری بیهوده است، مرتکب اشتباه شده ایم.
در یک "سیستم همپاس"، حیات یک عضو وابسته به حیات عضو دیگر است. این بدانمعنی است که یک میتوکندری نمیتواند بدون یک سلول وجود داشته باشد و بالعکس، یک قلب نمیتواند وجود داشته باشد، اگر مغز یا کلیهای موجود نباشد و بالعکس، جامعۀ انسانی نمیتواند وجود داشتهباشد، اگر جامعۀ باکتریها موجود نباشد. کرۀ زمین با مشتری، کهکشان راه شیری با کهکشان آلفا سنتوری ...
بنابراین هر سیستم زنده، مجموعۀ بسیار پیچیدهای از اجزا است که رابطهای همپاس بین یکایک اجزاء آن وجود دارد. اگر آشفتگی خاصی به هر جزء وارد شود نتیجۀ آن بلافاصله به دیگر اجزاء منتقل خواهد شد و بعد از مدتی، کل سیستم زنده را در بر خواهد گرفت.
هر عضو استعداد تکثیر دارد و تکثیر هر کدام متأثر از تکثیر دیگر اعضا است. خود طبیعت بهعنوان یک سیستم زنده مکانیزمهای خاصی برای کنترل این تعادل دارد، حال اگر میزان تکثیر یکعضو، ناسازگار با تکثیر دیگر اعضا باشد سلامتی طبیعت به خطر میافتد که مشابه این حالت در سرطان دیده میشود. یعنی سلولی زیاده طلب میشود و شروع به تکثیر بیرویه میکند که در دراز مدت به کل سیستم صدمه وارد میکند.
پس شبکۀ رابطی وجود دارد که بین اجزاء جهان حاکم است و به ماده شکل میدهد، ذرات بنیادی را در کنار هم قرار میدهد، اتم، مولکول، سلول، گیاه....و حیات سیستم زنده را مفهوم میبخشد. ساختار مادی تمام اجزاء جهان مشترک است، همگی از "ذرات بنیادی" ساخته شدهاند، آنچه که موجب پیدایش اشکال گوناگون ماده شدهاست و میشود، همان "شبکۀ رابط " است. میدانیم که همۀ عکسها از نقطه ساخته شدهاند ولی آنچه عکس شما و عکس یک ساختمان را متمایز میکند، مجموعه روابطی است که بین نقاط بر قرار است. در بین موجودات زنده، این شبکه، در هر رابطه، آن قدر خاص است که شما هیچ موجود زندهای را دقیقاً همانند موجود زنده دیگر نمیتوانید پیدا کنید. شاید بهتر باشد این شبکۀ ارتباط را " شعور " بنامیم، این جا شعور به معنای آگاهی است و منظور عقل یا هوش نیست.
در یک سیستم زنده، شعور هر جزء ضمن اختصاص داشتن به آن جزء، بخشی از شعور سیستم زندۀ غالب بر آن و بالاتر، بخشی از شعور جهان است. مثلاً کبد در انسان، خود یکسیستم زنده است که دارای شعور خاص خودش است (شعور کبد: مجموعهای از شعورهای انواع بافتها وسلولها) که آن شعور ضمن اختصاص داشتن به کبد، بخشی از شعور انسان است که آن نیز بخشی از شعور طبیعت است. پس حیات من بستگی دارد به حیات مجموعۀ اعضای بدنم، گیاهان، حیوانات، دیگر انسانها، طبیعت، کرۀ زمین، ماه و... .
یک سیستم زنده بهعنوان مجموعهای از اجزاء، زمانی در بهترین وضعیت خود (سلامتی) هست که اجزاء آن ساختاری "بوز- انیشتین" تشکیل دهند. یعنی ساختاری که هر جزء آن نه تنها مانند کل عمل کند بلکه هر جزء همان کل است و بین تمام اجزاء آن تعادل و هماهنگی کامل وجود دارد.
برایناساس، با توجه به کیفیت شعور بوز- انیشتینی میتوانیم سلامتی و بیماری را اینگونه تعریف کنیم:
سلامتی یعنی شعور بوز- انیشتینی(تعادل)، بیماری یعنی انحراف از شعور بوز-انیشتینی (عدم تعادل) که شعور ناهنجار نیز مینامند. شدت بیماری نیز به میزان این انحراف بستگی دارد، هر قدر انحراف بیشتر باشد، شدت بیماری زیادتر خواهدبود. مرگ، انحراف کامل شعور از حالت بوز- انیشتینی است که موجب فروپاشی کل شبکۀ ارتباطی بین شعور اجزاء یک موجود میگردد.
پس طبق قانون اول شعور میگوئیم: هر ذرهای در جهان، شعور خاص خودش را دارد! اشکال گوناگون ماده چیزی نیست مگر نمود قابل مشاهده این شعور! فرهنگهای مختلف نامهای گوناگونی به این شعور دادهاند:
نیروی حیات در ایران، پرانا در هند، چی در چین، مانا در جزایر پولنزو...
سؤال: شعور به کدام قسمت از بدن تعلق دارد؟ تا دورۀ رنسانس، شعور را در قلب میدانستند بعدها علم کالبد شناسی روشن کرد که قلب تنها یک عضله و یک پمپ ساده است. چون مغز عضوی بسیار پیچیده است، شعور به مغز ارتباط دادهشد که هنوز بسیاری بر این باورند. لیکن بحث بالا مشخص میکند که شعور به همه جای بدن تعلق دارد. بهعنوان مثال غشاء سلول دارای شعور است، چرا که میتواند تشخیص دهد که کدام مولکول را بگیرد و کدام را رها کند.
هر مادۀ غذایی برای خود شعوری دارد و میتواند شعور انسان رامتأثر نماید. با ورود مواد مختلف به بدن، ترتیب بیوشیمی بدن تغییر میکند و طبعاً اعضایی که در ارتباط با آن تغییر قرارگرفتهاند، دچار تغییر در سیگنال شعور میشوند. در نهایت تغییر شعور یک عضو موجب تغییر شعور کل انسان میگردد. این در حالی است که شعور مواد غذایی بطور مستقیم نیز میتواند شعور عضوی را که با آن در ارتباط است (عمدتاً سیستم گوارش، خون و ادراری) متأثر نماید.
آشکار است که این تأثیر میتواند در جهت مثبت و یا منفی باشد و یا به نوعی دیگر میتواند شعور شخص را هنجارتر یا ناهنجارتر نماید. انسان سالم هیچ ناهنجاری شعوری ندارد و در نتیجه مستعد هیچ نوع بیماری نیست. او وقتی در معرض محرکی (چه میکروب و چه ترس یا خبر ناگوار) قرار میگیرد تنها بطور موقت متأثر میشود، ولی سریع حالت عادی خود را بازمییابد.
در بدن انسانی با ناهنجاری شعور، سلولهای معیوب بسیاری هستند که زاییدۀ همان ناهنجاریها هستند و همین سلولها هستند که مقدار زیادی از غذا را مصرف مینمایند. با سالم شدن انسان سلولهای معیوب، میدان را خالی میکنند و قطعاً نیاز به غذا کاهش مییابد.
اگر دقت نمائید انسانهای سالم، غذای اندکی میخورند و علیرغم آن، انرژی نسبتا زیادی در مقایسه با یک انسان معمولی دارند و در حقیقت در مسیر زندگیشان بسیار شاداب و سلامت هستند. شرط سلامت احساس این است که انسان شعور خود را جزئی از شعور کل بداند و اولویت را به شعور کل بدهد. در چنین حالتی، احساس بسیار زیبایی بوجود میآید که شاید مناسبترین کلمات برای توصیف آن "آرامش درون" است.



لینک دانلود برای سیستم عامل اندروید رمز فایل www.p30download.com
با کمک Universal Breathing:Pranayama به اعماق بدن انسان سفر کنید. این نرم افزار همانند یک معلم زیست شناسی به تشریح اعضای بدن میپردازد و به صورت عملی به شما نشان میدهد. همچنین عکس العمل بدن را در اتفاقات مختلف بررسی میکند و نتیجه را به شما نشان میدهد. برای مثال نشان میدهد که وقتی یک ضربه به دست شما برخورد کند، چه اعمالی انجام میشود که شما احساس درد کنید.

لینک دانلود با حجم 14 مگابایت برای سیستم علمب اندروید
لینک دانلود برای سیستم عامل Io3.2 (اندروید و آی پد و ...)
رمز فایل www.patoghu.com
- دستگاه ادراری
- دستگاه گوارشی
- دستگاه قلبی-عروقی
- دستگاه عصبی
- دستگاه تنفسی
لینک دانلود برای گوشی های جاوا رمز فایل www.faramob.ir
محققين دانشگاه فلوريداي مركزي دريافت ه اند كه نانومواد توليدشده براي صنعت، عمر سلولهاي مغزي را سه تا چهار برابر ميكنند.زيست شناسان مولكولي و محققين علوم نانو در دانشگاه فلوريداي مركزي دريافته اند كه نانومواد بوجود آمده جهت مصارف صنعتي، تأثير جانبي غير قابل انتظار و متحو لكننده اي دارند؛ اين مواد ميتوانند عمر سلولهاي مغزي را سه تا چهار برابر كنند. در نتيجه انسانها ميتوانند عمري طولانيتر و فارغ از مشكلات ناشي از كهولت سن داشته باشند.بورلي زيگالينسكي استاديار دانشكده بيولوژي مولكولي و ميكروبيولوژي و عضو مركز علوم يومولكولي و سوديپتاسيل دانشيار مركز آناليز پيشرفته و فرآيند مواد و دانشكده مهندسي هوا- فضا، مكانيك و مواد, اعتباري بالغ بر۴/۱ميليون دلار از مؤسسه ملي سلامت و مؤسسه بين المللي تحقيقات كهولت سن دريافت خواهند كرد تا دلايل اين واكنش و كاربردهاي احتمالي آتي آن را مطالعه و بررسي نمايند.

بدليل پيچيدگيهاي موجود در خصوص خواص ضدكهولت آنت ياكسيدانها، زيگالينسكي تصميم گرفت ورود نانوذرات به سلولهاي مغزي موشهاي صحرائي را مورد بررسي قرار دهد. وي اظهار داشت: " معمولاً سلولهاي مغزي موشهاي صحرائي حدود سه هفته عمر ميكنند اما سلولهائي كه در معرض نانومواد مهندسي شده قرار گرفتند، سه تا چهار برابر عمر طولانيتري داشتند." اين محقق به منظور حصول اطمينان از نتايج كارش، فرآيند را چندين مرتبه تكرار كرد و دريافت كه سلولهايي كه در معرض غلظت خاصي از نانوذرات اكسيدي قرار گرفته اند معمولاً در مقايسه با ساير سلولها سه تا چهار برابر بيشتر عمر ميكنند؛ طولاني ترين عمر آنها بالغ بر 123 روز بوده است. وي سپس كيفيت سلولهاي عصبي پيرشده را مورد بررسي قرار داد و دريافت كه اين سلولها نيز درست همانند سلولهاي موجود در سلسله اعصاب جوان جهت برقراري ارتباط با يكديگر تبادل سيگنال مي نمايند. اين امر نشانگر آن است كه علاوه بر افزايش طول عمر، عملكرد سلولها نيز حفظ شده است. سوديپتاسيل از سال 1980 تاكنون روي توليد ذرات اكسيد در شرايط دما- بالا تحقيق نموده است. در سال 2000 كه وي در برنامه پيشگامي دانشگاه فلوريداي مركزي شركت نمود او و يكي از دانشجويان،نانوپودرهاي فوق ريز و نانومحلول ساختند. اين ذرات با اندازه اي كمتر از 10 نانومتر - حدوداً به اندازه سی اتم- نه تنها پوشش مؤثرتري جهت مصرف در ماشين آلات ارائه نمودند بلكه دريچه جديدي به روي زيگالينسكي به منظور انجام مطالعات بيولوژيكي گشودند.
منبع: كاربردهاي نانوتكنولوژي در تشخيص و درمان بيماريها- دفتر همكاريهاي فناوري رياست جمهوري كميته مطالعات سياست نانوتكنولوژي
با پیشرفت دانش ها و علوم مختلف, مرزهای دانش به هم رسیده ودر برخی از زمینه ها ما شاهد آمیختگی علوم مختلف هستیم. یکی از این زمینه های مهم و بسیار کاربردی و گسترده " مهندسی سیستم های رهایش دارو " میباشد .این زمینه مرز مشترکی بین بسیاری از علوم از جمله :داروسازی , بیولوژی ,بافت شناسی, آنالیز ریاضی ,مهندسی پلیمر,مهندسی بیومتریال و ... میباشد.این زمینه یکی از جوانترین موضوعات مطرح در علوم روز دنیا است که پیشرفت های چشمگیری را به همراه داشته و امروزه سهم عمده از تحقیقات مهندسان (به خصوص مهندسان بیو متریال) را به خود اختصاص داده است .
در این مقاله که توسط Viswanath و همکارانش در سال 2006 مطرح شد .[22] نانو بیو کامپوزیت هایهیدرکسی آپاتیت و آلومینا با استفاده از روش زینترینگ بدون فشار سنتز شدند. و مطالعه واکنش بین هیدرکسی آپاتیت و آلومینا توسط میکروسکوپ الکترونی عبوری و اگوی تفرق اشعه ایکس ، انجام گرفت.
در این تحقیق از نانو کریستال هیدرکسی آپاتیت که به روش شیمی تر با استفاده از پیش ماده های دی آمونیوم هیدروژن و نیترات کلسیم و هیدرکسید آمونیوم ، سنتز شدند. نسبت هیدرکسی آپاتیت با استفاده از complexometric titration ، 1.66 مورد محاسبه قرار گرفت ، FT-IR فاز خالص هیدرکسی آپاتیت را بدون حضور ترکیبات کربناتی تایید کرد. نانو پودر آلومینا نیز با روشی مشابه نانو کریستال هیدرکسی آپاتیت بلا استفاده از پیش ماده های آمونیوم نیترات و نیترات آلومینیوم ، سنتز شد ، و در دمای 1100 درجه ی سانتی گراد برای رسیدن به فاز کلسینه گردید . میزان آلومینا 10، 20 و 30 درصد وزنی مورد استفاده قرار گرفت و در دماهای 1100 و 1200 درجه سانتی گراد ، زینتر شدند .
http://www.persianorarabiangulf.com
به آدرس بالا رفته به خلیج فارس رای دهید فقط ۴۸ ساعت دیگه وقت داریم برای ایران و سربلندیش مراجعه کنید. فعلا ۶۱ درصد به نفع ایرانه. این مطلب را به اشتراک بگذارید
|
ظاهرا، حوادثی از این قبیل، خطر «عاجل» محسوب نمی شود اما حوادثی که طی سالیان اخیر در برخی از نیروگاه های هسته ای به وقوع پیوسته، حساسیت مقامات آمریکایی را نسبت به مسایل ایمنی نیروگاه دوچندان کرده و ارتقای استانداردهای ایمنی در نسل جدید رآکتورهای هسته ای را به بحث روز آمریکا تبدیل کرده است | ||
|
| ||
|
در باب ظهور منجی بشریت حضرت مهدی (ع) سخنها و اختلافات بسیار است همه عالمان دین و مردم عام از دید مذهبی به مسئله مهدویت نگاه می کنند اما کمتر کسی(یا شاید هیچ کس) از دید چرخه ی زندگی بشر به این موضوع نگاه می کند موضوع اینه که وقتی گفته می شه از خاک متولد شدیم و در پایانم خاک می شیم به شروع زندگی بشر از زمانی که پا روی این کره ی خاکی گداشته اند نگاه نمی کنیم می خوام توو این مطلب از دیدگاه سرامیکی به مسئله آخرالزمان نگاه کنم . تووی این دنیا به هر چیزی که نگاه می کنید جزئی از یک چرخه است ابتداش از خاکه پایانشم خاکه ، زندگی بشرم همینطره ، اگر به دوره های تاریخی نگاه کنید اولین دوره ای که انسان شروع به زندگی کرده دوره پارینه سنگیه ، در این دوره که ابتدایی ترین و طولانی ترین دوره ی زندگی انسان است دو میلیون و پانصد هزار تا هژده هزار سال پیش را در بر می گیرد و 99% از تاریخ تکنولوژیکی زندگی انسان را شامل می شود. در این دوره روند تکامل فکری، جسمی، فرهنگی و تکنولوژیکی انسان شکل می گیرد. اولین ابزارها به دست گونههای نخستین انسانی به وسیله سنگ در این دوره ساخته میشود. سپس دوره های بعدی می گذرد تا انسان نخستین به تکامل برسد و سپس آخرالزمان . به نظر من از نشانه های زمان آغاز پایان بشریت رسیدن به مرحله ای است که تکنولوژی انسان به مرحله ی آغاز زندگی انسان برسد و چرخه مکامل شود یعنی به عصر پارینه سنگی برگردد اما این به این معنی نیست که انسان تکامل یافته از نظر سطح زندگی و تکنولوژیکی به حد انسان نخستین برسد. اگر به رشد تکنولوژی در دوران معاصر نگاه کنیم پیشرفت تکنولوژی در صنایع مختلف به صورتی است که در همه ی صنایع رشدی در استفاده سرامیک ها در آن ها مشاهده می شد به عنوان مثال استفاده از سرامیک ها در صنایع هوافضا،صنایع نساجی، در صنایع متالورژیکی ، این پیکان رشد تکنولوژی به سمتی پبش می رود که سرامیک در همه ی جهات زندگی بشر نقش اساسی و لازم دارد . اما آیا حال حاضر ما آخرالزمان است ؟؟ باید تکنولوژی انسان به مرحله ای برسد که صرفا در زندگی انسان ، سرامیک ها مورد استفاد قرار گیرد و این همان تکمیل چرخه است . از خاک به خاک .
علیرضا رضائی